سهیلا
شنبه 16 بهمن 1398برچسب:, :: 5:26 بعد از ظهر :: نويسنده : سهیلا
ای خدای مهربانم: هر صبح كه چشم ميگشايم خورشيد را بالاي سرم ميبينم و ابرها را كه با شيطتنت در نقطه هاي مختلفي از آسمان به اين سو و آن سو ميروند و نسيم را كه همچنان ميوزد و كوچه ها و خيابانها را از عطر زندگي مست ميكند. هر وقت دلم ميگيرد ياد تو آرامشي خاص به من ميبخشد و احساس ميكنم انسان از درياها آبي تر و از كوهها مقاومتر و از زمين و كهكشان بزرگتر است. احساس ميكنم دستهاي مهربان تو بالاي سرم است و حتي يك لحظه مرا فراموش نميكني. هر وقت مشكلات و مصائب فراوان و سقف اتاقم تيره ميشود نام تو و ياد تو آرامم ميكند و با خود ميگويم اگر چه خيلي از آرزوهايم پرپر شده اند و خيلي ديگر از آنها دست نيافتني به نظر مي آيند اما هنوز خداي مهربان نگاهش را از من دريغ نكرده است. هنوز باران ميبارد و شاخه هاي درختان پر ازسيب و گلابي و انجيرست. هنوز رودها سر خوشه جاري اند و ميتوان زمزمه دل انگيز پرندگان را از لانه هايشان شنيد. هر وقت شانه هايم زير بار اين همه درد و سختي و رنج،خم ميشوند، ياد توست كه قامتم را استوار نگاه ميدارد. در لحظه هاي غم و اندوه و فشار، از دست كلمات و اشياي زميني كاري بر نمي آيد و فقط نور تو كلام نوراني توست كه ميتواند به من اميد دوباره اي دهد. خدايا به من كمك كن تا دوباره شروع كنم هر روزم را به تو ميسپارم لطفا نااميدي ديروزم را دور كن به من كمك كن تا آنچه را كه سبب درد و رنجم شده است و آنچه كه محدود و محصورم ميكند ببخشم . از تو ميخواهم تا به زندگيم بركت ببخشي و ذهنم را روشن كنی. خداي خوبم به هر كس و هر موقعيتي كه با آن روبرو ميشوم بركت ببخش از من انساني بساز كه خودت ميخواهي كاري را انجام دهم كه رضاي تو در آن باشد از تو ميخواهم كه به درون قلبم نفوذ كني و همه خشم ، ترس و درد درونم را از من دور كني روحم را جاني تازه ببخشي و ذهنم را آزاد كني اميدوارم لطف و رحمتت شامل همه روابطم چه با محمدم كه همه اميد من در اين دنياست چه با ديگران كه در اطرافم زندگي ميكنند. خداي مهربانم اشتباهاتم را اصلاح کن . غم و اندوه را از زندگيم دور كن. پروردگارا راه را نشانم بده تا بتوانم راه سعادت زندگيم را بگشايم . به من بينشي بده تا براي خوشيخت كردن عشقم تمام تلاشم را بكنم. خدايا سپاس كه هنوز تو را در كنار خود ميبينم و دستهاي گرمت را بر شاخه هاي يخ زده ام احساس ميكنم. سپاس كه گفتگو با تو و نشستن روبروي جبروت و ملكوت تو تمام غمهاي عالم را به يكباره از دل ميزدايد و دوباره شوق زندگي و زنده ماندن و اميد به فردا را به من ميبخشد. ترا سپاس ميگويم به خاطر تمام نعمتهايي كه برايم عطا فرمودي. رحمت تو سرشار است به خاطر همه الطاف تو سپاسگزارم. اي كه يك گوشه چشمت غم عالم ببرد حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد
یک شنبه 5 تير 1390برچسب:, :: 12:4 قبل از ظهر :: نويسنده : سهیلا آیا نگران آكنه و جوش هایی كه روی پوست شما به وجود می آید هستید؟ اگر بدانید كه دلیل به وجود آمدن جوش روی پوستتان چیست، راحت تر می توانید آن را درمان كنید. مراقبت های ویژه پوست را انجام دهید تا بتوانید جوش های روی پوست خود از بین ببرید. جوش یكی از اختلالات پوستی است كه می تواند باعث ایجاد حفره هایی روی بینی، پشت، صورت و بازو ها شود. معمولا گفته می شود كه جوش در دوران بلوغ به وجود می آید اما هر كسی در هر سنی ممكن است با این مشکل مواجه شود. معمولاً جوش ها به صورت توده ای از پرز،جوش های سر سیاه یا سر سفیدو یا دانه های چركی پدیدار می شود. معمولاً این نوع جوش ها در مناطقی كه غده های چربی است به وجود می آید. ![]() یائسگی قطع دائمی خونریزی ماهانه است. سن متوسط یائسگی 51 سالگی است اما حدود 4 درصد زنان قبل از 40 سالگی دچار یائسگی زودرس میشوند. ورود به دوران یائسگی ممکن است همراه با تعداد کمی از علایم یا تغییرات در وضعیت سلامت بدن باشد که میتوان به موارد زیر اشاره کرد: گُرگرفتگی سیکل ماهانه نامنظم تغییرات واژن و مثانه تغییرات روحی فقدان میل جنسی تغییرات ظاهری بیماری قلبی پوکی استخوان یک شنبه 29 خرداد 1390برچسب:, :: 11:19 قبل از ظهر :: نويسنده : سهیلا
لرزش دست ها در انسان از جمله مشكلاتی است كه ممكن است انسان را در هر سنی گرفتار كند. لرزش دستها هنگام عصبانیت، اضطراب، خستگی بیش از حد، ورزشهای پراسترس و كار زیاد روزمره از موارد شایعی است كه در اكثر بیماران مراجعهكننده به چشم میخورد. لرزش دست ها میتواند در اثر بیماریهای عمومی مثل سوءتغذیه یا ضعف باشد، یا در اثر مشكلات غددی مثل پركاری تیروئید كه لرزش و تعریق دستها از علائم آن است. همچنین لرزش دست ها میتواند جنبه ارثی داشته باشد كه این نوع لرزش در سنین پایینتر شروع شده و در شرایط خستگی و استرس بیشتر میشود و با دارودرمانی مناسب قابل كنترل است.
مواقعی كه لرزش دست ها در سنین پایینتر شروع می شود، یا با علائم دیگری همراه است، یا با گذشت زمان بیشتر شده و پیشرفت می كند، باید جدی گرفته شود. در بیماریهای ارثی یا اكتسابی مانند بیماریهای تحلیل برنده مغز مثل MS (ام اس)، یا بیماریهای مخچهای یا پاركینسون این نوع لرزشها دیده میشوند. نوعی از لرزش دست كه هم در میانسالی و هم كهنسالی دیده میشود، در اثر ابتلا به بیماری پاركینسون است كه این بیماری به علت كم شدن رنگدانههای غدد قاعدهای مغز رخ می دهد و همراه با كندی حركات بدن، سفتی و خشكی اندامها بوده و به لحاظ ماهیت پیشرونده آن باید تحت درمان متخصص مربوطه قرار بگیرد. بیماری MS نیز میتواند با لرزش دست ها و عدم تعادل خود را نشان دهد كه این جزو علائم هشداردهنده یك بیماری جدی است. آلودگی هوا، مسمومیت با فلزات سنگین از جمله سرب و كبالت نیز میتواند موجب لرزش دست ها در سنین پایینتر شود. مصرف موادمخدر و تركیبات آمفتامین و داروهای روانگردان و استفاده بیرویه از داروهای اعصاب كه به طور خودسرانه صورت میگیرد هم میتواند عامل لرزش دست ها شود. لرزش دست ها گاهی میتواند عارضه مصرف داروهایی باشد كه برای درمان یک بیماری استفاده می شوند، مثلا سالبوتامول كه در درمان تنگی نفس استفاده میشود. مصرف بیرویه الكل در جوامع غربی، بیخوابی و شب زندهداری نیز یكی از علل ایجادكننده لرزش دست ها است. بنابراین برای پیشگیری از این عارضه باید از نظر تغذیه ای، به مصرف کافی سبزی ها، میوهها و پروتئین توجه كرد و از مصرف بی رویه ی قهوه و چای و محركهای مغزی، داروهای روانگردان و خوابآور به صورت خودسرانه پرهیز كرد. همچنین در زمان آلودگی هوا باید از خروج غیرضروری از منزل خودداری نمود. یک شنبه 29 خرداد 1390برچسب:, :: 11:12 قبل از ظهر :: نويسنده : سهیلا
«آب انار» برای پیشگیری از سرطان مفید است، سلامت قلب را بهبود میبخشد .
این بار متخصصان تغذیه تاكید كردهاند كه آب انار همچنین میتواند چربیهای اطراف معده و شكم را در زنان و مردان چاق كاهش دهد.
دو شنبه 23 خرداد 1390برچسب:, :: 1:2 بعد از ظهر :: نويسنده : سهیلا
آیا با وجود انجام گناه می توان به اجابت دعا امید داشت؟ انسان ها از نظر اجابت دعا چند دسته اند: 1- کسانی که اهل گناه اند ممکن است همه ی دعاها و یا برخی از آن ها به اجابت برسد! زیرا در روایات آمده است که گاهی خداوند چون دوست ندارد صدای بنده ای را بشنود همین که او چیزی درخواست کرد خواسته اش را برآورده می کند تا دوباره او را صدا نزند و در خانه اش نرود و بر عکس گاهی اجابت دعا و خواست بنده ای را به تأخیر می اندازد چون او را دوست دارد و مایل است او مکرر به در خانه اش بیاید و او را صدا بزند.
2- کسانی که اهل گناه نیستند و سعی می کنند تا جایی که ممکن است حدود الهی را رعایت کنند. در مورد این دسته اگر مصلحت الهی در استجابت دعای وی باشد، دعایش به اجابت می رسد و اگر دعای چنین کسی مستجاب نشد، قطعاً مصلحت خداوند این است که استجابت دعای او به تأخیر افتاده و یا اصلاً مستجاب نشود، که در آن هم مصلحتی است و خداوند می خواهد پاداش بهتری در عوض عدم استجابت این دعا در آخرت به بنده عنایت کند. (البته رعایت شرایط عمومی دعا ضروری است.) امام صادق علیه السلام می فرماید: مؤمن [در آخرت] آرزو می کند که [ای کاش] هیچ دعایی از او در دنیا مستجاب نشده بود به خاطر آنچه که از پاداش [در آخرت] می بیند. (میزان الحکمة، 5728)
3- در نهایت انسان هایی هستند که قصد معصیت و گردن کشی در مقابل خداوند را ندارند و ناخواسته گرفتار هوای نفس و شیطان شده و گناهی از سر ناآگاهی از آنان سر زده است. دعای این دسته از افراد نیز در معرض اجابت است زیرا قلبا راضی به گناه نیستند و ناخواسته به گناه آلوده می شوند. این گروه از عنوان بندگی خدای خارج نیستند و مورد این خطاب که «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ » (بقره، 186) هنگامی که بندگان من از تو درباره من سؤال کنند [بگو] من نزدیک هستم [و] دعای درخواست کننده را- به هنگامی که مرا می خواند- اجابت می کنم... امام صادق علیه السلام می فرماید: مؤمن [در آخرت] آرزو می کند که [ای کاش] هیچ دعایی از او در دنیا مستجاب نشده بود به خاطر آنچه که از پاداش [در آخرت] می بیند 4- افراد مستجاب الدعوه: اگر انبیاء و اولیاء الهی مستجاب الدعوه بودند به خاطر این بوده است که رابطه خوب و عمیقی با خدای متعال داشتند، مطیع او بودند، و هرگز با او مخالفت نمی ورزیدند. البته این حالت؛ یعنی مقام استجابت دعا، اختصاص به ایشان نیز ندارد؛ یعنی برای تمامی مؤمنان در صورتی که بتوانند رابطه صمیمی و مستحکمی با خدای تعالی برقرار نمایند، ممکن است. البته ممکن است کسی بگوید: خوب ما که مستجاب الدعوه نیستیم و از چنین وجاهت و آبرومندی نزد خدای تعالی برخوردار نیستیم، هنوز خود سازی نکرده ایم و از آلودگی ها خودمان را کاملا پاک نساخته ایم ما باید چه کنیم؟ آیا نباید دعا کنیم و مستقیم درب خانه خدا برویم؟ در این زمینه گفتنی است: خوشبختانه برای این افراد که اکثریت مومنان را تشکیل می دهند نیز راه باز است، به طور کلی در ارتباطی که انسان با خدای خود دارد، هیج درب بسته، راه نرفتنی و هدف نارسیدنی وجود ندارد. در آستان ربوبی، همه چیز شدنی و رسیدنی است؛ منتهی باید توجه داشت، اگر کسی خودش آبرومندی کافی ندارد و از وجاهت لازم برخوردار نیست، راه ارتباط برای او این است که به آبرومند و صاحب وجاهتی رجوع کند و او را میان خود و خدا وسیله و واسطه قرار دهد. در همین زمینه قرآن کریم مىفرماید: «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ»؛ «به سوى خداوند واسطه بجویید. (مائده، آیه 35) بحث شفاعت و توسل دقیقا برای این رابطه لحاظ شده است و فلسفه آن جبران نقائصی است که انسان ها، به خصوص مؤمنین، برای ارتباط با ذات هستی دارند. به دعای توسل توجه کنید، در پایان هر فراز از آن آمده یا وجیهاً عند الله اشفع لنا عند الله، یعنی ای آبرومند نزد خدا که در اثر این آبرومندی اگر به او رجوع کنی و از او چیز بخواهی دست رد به سینه تو نمی زند، ما را که از چنین آبرویی برخوردار نیستیم و نتوانسته ایم خدای تعالی را، آنچنان که باید از خود راضی نماییم، دریاب و میان ما و خدای متعال به جهت قربی که داری واسطه شو و از او بخواه که نیازها و حاجت های ما را برآور. دو شنبه 23 خرداد 1390برچسب:, :: 12:52 قبل از ظهر :: نويسنده : سهیلا
چه جوری میشه وجود خدا رو بیشتر احساس کرد؟ گاه چنان غرق در دنیا و روزمرگی هایش میشویم و در چرخه عبث غفلت گیر می کنیم که حتی وجود خود را از یاد میبریم چون ماشینی تنظیم شده هر روز کارهای مشخص شده خاصی را انجام میدهیم . و عمر ما در تکرار مکررات هر روزه میگذرد صفحه ضمیر ما را نیز چون شهرمان دود گرفته است و همه چیز در ناپیدایی است و سرگردانی بیداد میکند. و به یقین برای همه ما حالاتی دست میدهد که از این همه نازیبایی به تنگ می آییم و دل ما در پی گم شده خود میگردد و به کنکاش در وجود خود میپردازیم ببینم در کجای زندگیمان رهایش کردیم و وجود با عظمتش را از یاد بردیم بزرگیش الآن خود را نشان داده که بی او این خلأ بی انتها با هیچ جیز پر نشده نه با سرگرم شدن به درس و بحث و کار و تفریح و نه با تعلق خاطر به این و آن هرگز جای خدا را چیز دیگری پر نخواهد کرد فطرت ما فقط با او آشناست و فقط با یاد او به آرامش خواهیم رسید و هرگاه که انسانی راه خلاف فطرتش در پیش گیرد هرگز رنگ آرامش را نخواهد دید و روح او در عذاب خواهد ماند و دچار مردگی و خلأ خواهد شد و این همه افسردگی ها و بیماری های رفتاری و روانی که ما به صورت تأسف آوریشاهد روند رو به رشد آن هستیم به این خاطر است که ما انسان ها میخواهیم روحمان را از چیزی که دوست دارد و با او آشناست جدا کرده و به نازیبایی های دنیای دنی مأنوس کنیم . و اینجاست که نا خود آگاه در وجود ما انقلابی میشود و دنبال آن یگانه معبود به جستجو می پردازیم و همین جاست که انسانیت ما آغاز میشود اما موضوعی که هست اینست که ما مدتها در غیبت بوده ایم و الان مسیر را گم کرده ایم از کاروان روندگان طریقت جا مانده ایم نمیدانیم به کدام سمت برویم و سراغش را از که بگیریم تمام وجود ما به تلاطم می آید و در بغض تنهایی فرو میرود در این لحظه هاست که نباید نا امید شد نباید به دنبال هر بانگی راه افتاد به امید رسیدن به او بلکه کوتاهترین راه رجوع به دل خود است دل را خدا در وجود ما نهاد که جایی برای خودش باشد یعنی دل انسان ارتباطی عمیق با آفریننده ی خود دارد و هنگامی که به عمق دل خود توجه نماید چنین رابطه ای را خواهد یافت ؛ ولی اکثر مردم مخصوصا در اوقات عادی زندگی که سرگرم امور دنیا هستند توجهی به این رابطه ی قلبی ندارند و تنها هنگامی که توجه شان از همه چیز بریده می شود و امیدشان از همه ی اسباب قطع می گردد می توانند به این رابطه ی قلبی توجه نمایند. 1 تنها جایی که می تواند خدا را در آن یافت دل مؤمن است ؛ و إلا هم مؤمن و هم کافر با جهان بیرون در ارتباط هستند ؛ در حالی که یکی همه ی هستی را جلوه های حق می بیند و دیگری تنها کوه و دشت و درختی که هیچ اثری از خالق در آنها یافت نمیشود را می بیند . چنین کسی نه تنها به خدا نزدیک نمی شود بلکه لحظه لحظه از او دور میگردد . دل آئینه ای است که خدا در آن جلوه می کند . این آینه هر چه شفافتر باشد نور الهی را بهتر منعکس می کند . آئینه ی زنگار گرفته کی می تواند اشیاء دور و بر خود را نشان دهد ؟ لذا اگر دل را از آلودگی ها پاک کنیم و گرد و غبار از روی آن بزداییم نور خدا در آن منعکس خواهد شد . پس دست بکار شو و شیشه های غبار گرفته دلت را با اه سوزان شب و ناله سحر پاک کن و نظری به درون انداز تا جلوه نورانیت یگانه معبودت را ببینی و جز او هر آن چه در این خانه ارزشمند انبار کرده ای به بیرون اندازی دل حرم خداست در حرم او چه جای غیر ؟؟؟؟ تا وقتی دل علاقه مند به گناه و دنیاست چگونه می تواند خانه ی یار و محل انس با حق شود ؟ خداوند غیور است ؛ محال است در دلی که حب به دنیا و گناه باشد جای گیرد بنابر این برای احساس وجود خدای سبحان در زندگی باید دیده ی دل را از زشتی ها پاک کرد ؛ در این صورت نور خدا را در همه چیز خواهی دید . در خصوص زندگی بانو امین مجتهده ی اصفهانی آمده که روزی ایشان از پله ها به زمین افتادند و استخوان پایشان شکست ؛ وقتی بالای سر وی آمدند مشاهده کردند بانو می خندد ؛از او علت را سؤال کردند فرمود : وقتی به یاد آوردم که خداوند بابت این درد چه اجری به من خواهد داد خنده ام گرفت . انسان های پاک در هر حالی وجود خدا را حس میکنند و از حضورش لذت میبرند . بنابراین برای درک بهتر خدای تعالی باید دلی زلال و بینشی توحیدی داشت . موحد هر پیشامدی را خیر می بیند و می داند دنیا دار امتحان و آزمایش است . او می داند همه ی فرامین الهی به نفع خود اوست . خدای غنی مطلق هیچ سودی از طاعت او نمی برد و هیچ ضرری از جانب معصیتش به خدا نمی رسد .بنابر این تلاش می کند قدم به قدم و آهسته آهسته به دستورات حق عمل کرده و از نواهی دوری کند . لذا برای رسیدن به این مقصود در ضمن رعایت مطالبی که ذکر شد چند نکته ضروری است : 1- بسیار تفکر کن خداوند متعال می فرماید : الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم ویتفکرون فی خلق السموات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار (2) خردمندان کسانی اند که در همه ی حالات چه ایستاده و نشسته و چه در حال خفتن خدای را یاد می کنند و همیشه در خلقت زمین و آسمان تفکر می کنند و می گویند : پروردگارا این جهان با این عظمت را بیهوده نیافریدی تو پاک و منزهی پس خدایا ما را به لطفت از عذاب دوزخ حفظ بفرما . تفکر در اینکه من کیستم ؟ از کجا آمده ام ؟ در کجا هستم ؟ به کجا می روم ؟ چه کسی مرا بصورت نطفه در رحم مادر قرار داد ؟ چه کسی نطفه را رشد داد و صورتگری کرد ؟ نقاش کیست ؟ چگونه از آبی گندیده انسانی به این زیبایی آفرید ؟ چه کسی قبل از تولد فرزند در سینه ی مادر شیر زلال قرار داد ؟ قدرت بر مکیدن را که داد ؟ چه کسی مهر فرزند را در دل پدر و مادر قرار داد ؟ و...
من چرا بی خبر از خویشتنم؟
مـن بدین جا ز چه رو آمده ام؟
کیست تـــا گـــو بنمـاید وطنم ؟
آخـر الامــر کجـا خواهم شد؟
چیست مرگ من و قبر و کفنم ؟
بــاز از خویشتــن انـدر عجبم
چیست ایـن الفـت جانم به تنم ؟
گـــاه انسانـــم و گـه حیوانم
تمرین در تفکر انسان را لحظه به لحظه به خدا نزدیک می کند و به اعمال انسان جهتی الهی می دهد
2- قرآنی شو امیرالمومنین (علیه السلام ) در خطبه ی 147 نهج البلاغه می فرمایند : لقد تجلی الله لخلقه فی کلامه و لکنهم لا یبصرون خداوند برای خلقش در کلامش تجلی کرده است و لکن آنها نمی بینند . قرآن گفتگوی خالق با مخلوق است . قرآن کلام الهی با بشر خاکی است . چگونه ممکن است کسی با انسان هوشیار حرف بزند و او را مورد خطاب قرار دهد ولی انسان وجودش را حس نکند ؟ همچنین قرآن کریم معجزه جاودان پیامبر خدا (ص) است. با خواندن قرآن انسان حس می کند که کسی نمی تواند چنین سخنانی را برزبان بیاورد جز خالق هستی. انسان می تواند در لابلای کلمات قرآن کریم و حقایق ناب و حکمت های بی نظیر آن وجود خدا و علم و حکمت او را درک نماید. پس اگر دل را از شواغل خالی کنی و در هنگام تلاوت قرآن به معانی آن توجه و در آیات الهی تدبر کنی به اندازه ی ظرف وجود خویش خدا را حس خواهی کرد و با راهنمایی قرآن پس از مدتی خواهی دید که همه ی حوادث , از خوب و بد را امتحان الهی می یابی و سعی می کنی در حضور معلم حقیقی در امتحانات سربلند و پیروز شوی . 3- اهل سحر و دعا باش هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
می خواهی خدا را با بند بند وجودت حس کنی ؟ می خواهی او را با چشم دل ببینی ؟ پس اهل سحر باش ؛ اهل مناجات و دعا باش ؛ چرا که سحر بهترین زمان برای دلدادگی با محبوب است ؛ در آن هنگام که نه شکم گرسنه است و نه سیر نه سر و صدایی و نه هیاهویی ؛ تویی و خالق یکتا . حال اگر در دل شب با سوز و دعا قطره ی اشکی از چشمت جاری شد و دلت شکست مورد خطاب الهی قرار خواهی گرفت که : انا عند قلوب المنکسرة 4من نزد دلهای شکسته هستم . سپس سر به سجده گذار که در این هنگام هیچ حایلی بین تو و خدای تو نیست.
رحمتم موقوف این خوش گریه هاست
تــا نگریـــد ابـــر کـــی خنـــدد چمـن؟
تــــا نـگــریــد طفــــل کی نـــوشد لبن ؟
کـــام تـــو مــوقـــوف زاری دل است
بــی تضـــرع کامیـــابی مشکـل است 5
همه ی این اعمال زمین دلت را می روبد و از آلودگی ها جارو می کند تا وجود خدا را بهتر حس کنی چرا که : ان الله یحول بین المرء و قلبه 6 همانا خدا میان شخص و دل او حایل می گردد . و کلام را در پایان به این حدیث زیبا از امیر بیان علی (علیه السلام) مزین کنیم : قلوب العباد الطاهرة مواضع نظر الله سبحانه فمن طهر قلبه نظر الله الیه دلهای پاک بندگان مواضع نظر خداست ؛ پس هر آنکس دلش را پاک کرد خداوند عزوجل به او نظر اندازد . پس اگر از قیل و قال دنیا و مشکلاتش به تنگ آمده ای لازم نیست دنبال واسطه بگردی تا ترا به حضور بپذیرد او همیشه با تو است صدایش بزن و بگو که دلتنگش هستی هر چه از خوب و بد داری عرضه دار و به او واگذار و یقین کن که خدای بزرگ متعال همان که مهربانترین است بیشتر از خود تو مشتاق این بازگشت تو بوده است خدا همین قدر نزدیک است نگران هیچ چیز نباش . دو شنبه 23 خرداد 1390برچسب:, :: 12:37 قبل از ظهر :: نويسنده : سهیلا
فضیل مىگوید: از حضرت امام صادق (ع) شنیدم كه مىفرمود: ذكر «لا اله الّا اللَّه» و «اللَّه اكبر» را بسیار بگویید، زیرا هیچ چیزى نزد خداوند از این دو ذكر محبوبتر نیست. الله لا اله الا الله از امام باقر (ع) نقل شده است؛ پیامبر(ص) فرمود: ذكر «لا اله الّا اللَّه» را به مردگان خود تلقین كنید كه باعث محو گناهانشان خواهد شد. گفتند: اى رسول خدا، هر كس این ذكر را در حال سلامت بگوید چگونه است؟ فرمود: این محوكنندهتر و محوكنندهتر و محوكنندهتر است، زیرا ذكر «لا اله الّا اللَّه» مایه انس مؤمن در زندگى و هنگام مرگ و زنده شدن اوست. پیامبر(ص) فرمود؛ جبرئیل گفت: اى محمّد، كاش آنان را به هنگامه رستاخیز مىدیدى كه گروهى از ایشان سفید رویند و صداى خود را به ذكر «لا اله الّا اللَّه» بلند مىكنند، و گروهى سیهرویند و فریاد بر مىآورند كه: اى واى بر ما، هلاك شدیم.
از هشام بن سالم و ابو ایّوب نقل شده است امام صادق (ع) فرمود: هر كس صد بار «لا اله الّا اللَّه» بگوید، عمل او در آن روز از همه مردم بالاتر است، مگر كسى كه افزون بر این بگوید.
ابن عباس از پیامبر (ص) نقل كرده است كه فرمود: در میان كلمات، هیچ كلمهاى نزد خدا محبوبتر از ذكر «لا اله الّا اللَّه» نیست، و هیچ بندهاى نیست كه بگوید: «لا اله الّا اللَّه» مگر اینكه گناهان او زیر قدمهایش فرو مىریزد، چنان كه برگ درخت زیر آن فرو مىریزد. از امام صادق (ع) نقل است كه فرمود: هر كس هنگام رفتن به بستر خواب، صد مرتبه «لا اله الّا اللَّه» بگوید، خداوند خانهاى در بهشت براى او بنا مىكند، و هر كس هنگام رفتن به بستر خواب صد مرتبه استغفار كند، گناهان او مانند برگ درخت فرو مىریزد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «کسی که صد مرتبه" لا اله الا الله" بگوید، در آن روز [که این ذکر را می گوید] از نظر عمل، افضل از همه ی مردم است، مگر از کسی که زیادتر گفته باشد.»(3) پاداش كسى كه با اخلاص «لا اله الّا اللَّه» بگوید از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: هر كس از روی اخلاص «لا اله الّا اللَّه» بگوید وارد بهشت مىشود، و اخلاص او در این ذكر به این است كه شهادت دادن به یگانگى خداوند او را از محرّمات الهى باز دارد.
امام رضا علیه السلام از پدرانش از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از جبرئیل نقل می کند که خداوند می فرماید: «کلمه ی لا اله الا الله » دژ محکم من است. کسی که آن را بگوید، داخل قلعه ی من می شود و کسی که داخل قلعه ی من شد، از عذاب من ایمن خواهد بود.»(1) آن حضرت شرط اساسی آن را قبول ولایت ائمه علیهم السلام دانسته است. لا اله الا الله کلام بسیار شریفی است که به واسطه ی آن، در مرحله ی اول، تمام معبودهای ساختگی و دروغین نفی می شود (لا اله) و در مرحله ی دوم، مقام و منزلت معبود حقیقی را در خداوند منحصر می کند (الا الله). حروف این کلمه ی توحیدی به گونه ای چینش شده است که در گفتن آن به حرکت لب ها نیازی نیست و این از امتیازات مهم این ذکر است و عنایتی است از طرف خداوند به بندگانش، به سبب تحقق اخلاص در این ذکر توحیدی. امام صادق علیه السلام مرتبه ی بالاتر اخلاص در این کلمه را چنین بیان می کند: «کسی که" لا اله الا الله" بگوید، داخل بهشت می شود و اخلاص در آن، این است که" لا اله الا الله" مانع او از ارتکاب محرمات الهی شود.»(2) در روایات، آثار و فضیلت زیادی برای آن نقل شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «کسی که صد مرتبه" لا اله الا الله" بگوید، در آن روز [که این ذکر را می گوید] از نظر عمل، افضل از همه ی مردم است، مگر از کسی که زیادتر گفته باشد.»(3) خواندن هزار مرتبه "لا اله الا الله" سبب نجات از گرفتاری ها و رهایی از قید و بندها است(4) و مداومت بر آن، علاج وسوسه است. مرحوم آیت الله کشمیری برای نفی خواطر و درمان حدیث نفس ذکر" لا اله الا الله" را سفارش می کرد.(5 مالك بن اعین از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: هر كس صد مرتبه بگوید: «لا اله الّا اللَّه الملك الحقّ المبین» خداى پیروزمند قاهر او را از تنگدستى حفظ مىكند، و وحشت قبر را از او بر مىدارد، و خود ،بىنیازى را براى خویش فراهم مىآورد، و (روز قیامت) در بهشت را خواهد كوبید.
پی نوشت ها : 1- بحار الانوار، ج 49، ص 126. 2- بحار الانوار، ج 8، ص 359. 3- وسائل الشیعه ی، ج 7، ص 183. 4- هزار و یک ختم، ص 33. 5- صداقت، روح و ریحان، ص 89؛ صداقت، صحبت جانان، ص 121 جمعه 20 اسفند 1389برچسب:, :: 11:21 قبل از ظهر :: نويسنده : سهیلا علّامه مجلسى (ره ) فرمود: ((به سند معتبر در كتب معتبره روايت كرده اند از شيخ صدوق ((محمّد بن بابويه )) كه گفت : خبر داد بعضى از مشايخ قميّين ما كه : مرا امر عظيم روى داد كه دلتنگ شدم و چاره آن را ندانستم . پس با نهايت غم و الم به خواب رفتم ، پس در خواب مرد خوشروى خوش جامه خوشبوى را ديدم ، گمان كردم كه يكى از مشايخ قميّين است كه نزد او درس مى خواندم . پس در خاطر خود گفتم : كه تا كى اين غم و اندوه را در دل خود پنهان كنم و به كسى اظهار نكنم و اين مرد از مشايخ و علما و استادان ماست ، اين راز را به او بگويم ، شايد كه فرجى از براى من نزد او باشد. پس پيش از آنكه مطلب خود را اظهار كنم ، گفت : در اين امرى كه ترا عارض شده است ، به خدا رجوع كن و يارى بجو از حضرت صاحب الامر (عج )، كه او نيكو ياورى است و نگهدارنده دوستان و شيعيان خود است از مهالك . پس دست راست مرا گرفت و گفت : آن حضرت را زيارت كن و سلام بر آن حضرت بكن و از او درخواست كن كه شفاعت كند نزد خدا در حاجت تو . چهار شنبه 18 اسفند 1389برچسب:, :: 12:29 قبل از ظهر :: نويسنده : سهیلا از باغ میبرند چراغانیات کنند
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |